محمد سعيد جانب اللهى
83
پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )
در راور از جوشانده برگ و پيچك درخت مو استفاده مىشود ( كرباسى راورى : 155 ) . در لالجين جوشانده گندم يا گل ختمى به بيمار مىدهند ( حميدى و ديگران ، 1373 : 64 ) . سوزاك در بافق عناب ، خاكشير و گل ختمى را باهم جوشانده و مىخورند ( جانب اللهى 1384 : 120 ) . در تهران داروى آن شوره قلمى بود كه در دوغ بىنمك ريخته پيوسته مىخوردند كه مجرا را شستشو دهد و بايد روزى سه قاشق كوچك كوبيدهء كبابه چينى در آب ريخته بنوشند ( شهرى 1367 : 1 / 506 ) . در سنگسر پوست خشك انار را ساييده به موضع مرض مىمالند ( اعظمى ، 1351 : 57 ) . در اصفهان آب تاجريزى براى سوزش مجارى ادرار تجويز مىشود ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) . با پرهيز مناسب غذايى خودبهخود معالجه مىشود ، درحالىكه هرگاه غذاى بيمار مناسب نباشد و بيمار كف نفس نكند ، ممكن است طولانى و مزمن گردد ( پولاك : 476 ) . كردها با ريشهء كاسنى درمان مىكنند ( صفىزاده : 180 ) . سفليس در تهران درمانش مازوى كوبيده و ساييده كه با سركه خمير كرده به روى زخم آن بنهند و چپق يا قليان جيوه بكشند ، كه البته قبل از كشيدن بايد چشم و گوش را محكم ببندند كه دود جيوه گوش را كر و چشم را كور مىكرد ( شهرى ، 1367 : 1 / 510 ) . سيفليس بيشتر به چشم حمله مىكند و باعث التهابات عنبيه و تنگ شدن يا كاملا بسته شدن مردمك چشم مىشود ، در ايران درمان آن با تنفس بخار شنگرف و مصرف داخلى جوشانده چوب چينى است ، جيوه نيز در شرايط اقليمى ايران موجب درمان قطعى مىشود ( پولاك : 476 ) . باد فتق در مشكينشهر جينجيلين ( نوعى دانه وحشى ) براى درمان فتق مورد استفاده قرار مىگيرد ( ساعدى 1354 : 129 ) . ضعف باه در لرستان با خوردن پختهء پيشوك ؛ زردهء تخممرغ با زعفران ( اسديان خرمآبادى و ديگران : 274 ) و در مشكينشهر از تخم گياهى به نام ايت ايشيكى ( بادباد ) استفاده مىكنند ( ساعدى 1354 : 130 ) . در خراسان ابتدا دو عدد زردهء تخممرغ و قدرى معجون ملوكى يا معجون جلالى به